واژهٔ انسانگرایی سکولار در قرن بیستم برای روشن کردن تفاوت آن با انسانگرایی دینی درست شد. یک مفهوم مشابه «انسانگرایی علمی» است که ای اُ ویلسون زیستشناس مشهور آن را چنین توصیف کرده است: «تنها جهانبینی که با افزایش دانستنیهای دانش درباره جهان واقعی و قوانین طبیعت میخواند».
اصول
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن میدونی چه مفهومی داره ؟ خیلی ساده یعنی اینکه تو دو قدم از اونها جلوتری پس در زندگی به راهت ادامه بده
هیچ وقت دوست قدیمیت رو ترک نکن چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت ، دوستی مثه شراب میمونه که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن ... یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوسش داشتیم ، میکنیم.... باید به جای این کار ... در عشقیکه داریم ابراز میکنیم کامل باشیم.
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تورو دوست داشته باشه تمام اون کاری که میتونی انجام بدی اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست .... و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تورو بدونه !!!!
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا اینکه کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی
هیچ کس نمیتونه به عقب بازگرده و همه چی رو از نو شروع کنه ولی هر کس میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی رو برای خودش رقم بزنه
نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونه ممکنه باعث کم شدن سرعت در زندگی بشن ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد بنا بر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن به راهت ادامه بده
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگوئی ، برای صدای شما دعا به درگاه خداوند برای چشمان شما رحم و شفقت ، برای دستان شما بخشش و برای قلب شما عشق و برای زندگی شما درستی هاست.
هنگامیکه وسوسه میشوی تا حرفهای کنایه آمیز و نیشدار به دیگران بزنی یادت باشد که فلفل زیادی طعم غذا را خراب میکند.
کلمات نسنجیده ، دوستی های با ارزشی را تباه کرده اند اما مهربانی هیچ چیز را خراب نمیکند اجازه بده دیگران هر طور مایلند پیش برند...
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که میخواستی برسی ناراحت نشو.... حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میفته همیشه دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته است .
اصطلاح فلسفه دین، اصطلاحیاست که از اواخر قرن هجدهم رایج گردیدهاست. این اصطلاح تحت تأثیر هگل رواج یافت که گونههای مختلف فلسفه را در نظام فکری خود وارد کرده بود. فلسفه دین، با پرسشهای بنیادی آغاز میشود که ادیان به وجود آوردهاند. فلسفهورزی در این پرسشها بازتاب برداشت فیلسوف از کارکرد فلسفه است.
بخش مهمی از فلسفه دین را دلایل وجود خدا و دلایل عدم وجود خدا تشکیل میدهند. دلایل جهانشناسانه وجود خدا سابقهاش به افلاطون و ارسطو میرسد که به مفهوم علیت باور داشتند. دلایل وجودشناسانه که نخستین بار آنسلم آن را باب کرد، مرکز ثقلش مفهوم موجود کامل است. دلایل عدم وجود خدا و رد ادله سنتی اثبات خدا نیز همواره مورد توجه فلسفه دین بودهاست.
معرفتشناسی باور دینی با این پرسش که رویکرد درست و مناسب برای ارزیابی باور دینی چیست و نیز با انجام خود این ارزیابی سروکار دارد. در بسیاری از این مباحث، بر تضاد میان نقش عقل انسان و وحی الهی تأکید میشود. در این باره، توماس آکوینی، کوشیدهاست ترکیبی از این دو به وجود آورد. کانت، در پی این بود که دین را تنها بر پایه عقل بنیان نهد. کییرکهگور باور دینی را پیرو موشکافی عقلی ساختن، مخل ایمان دینی اصیل دانستهاست. معرفتشناسان اصلاحی، معتقدند که باورهای دینی، حتی اگر کسی دلیل و بینهای بر آن نداشته باشند، قابل توجیه عقلیاند.



