تبليغاتX
Persian Boy

I BELIEVE IN HUMANISM

فیلتر شکن

نرم افزار فيلترشکن پرواز

 راهنمای استفاده از فری گيت



پراکسی

نرم افزار فری گيت خصوصا برای گذشتن از فيلترينگ ايران درست شده است. اين نرم افزار، با دور زدن محدوديت های اعمال شده از جانب اداره مخابرات جمهوری اسلامی و بی خاصيت کردن فيلترينگ ايران، به کاربران ايرانی امکان عبور از آن را می دهد.


نرم افزار فری گيت کاملا رايگان است و افراد و شرکتها حق خريد و فروش آن را ندارند. چون فايل اجرايی اين نرم افزار دارای خصوصياتی است که برخی شرکت های ايميل دهنده (نظير جی ميل و ياهو) اجازه ارسال و دريافت آن را نمی دهند، وبسايت شبکه خبری فارسی صدای امريکا پياده کردن اين نرم افزار را امکان پذير ساخته است.


برای پياده کردن برنامه فری گيت  اينجا  را کليک کنيد.







پراکسی

اين لينک در مرورگر اينترنت اکسپلورر بطور خودکار برنامه فری گيت را بر روی کامپيوتر نصب می کند. اگر از مرورگر های ديگر چون فاير فاکس استفاده کنيد، صرفا به شما امکان پياده کردن (ذخيره) کردن فايل اجرايی را می دهد، که بايد روی ان دوبار کليک شود تا بتوان برنامه را نصب کرد.

فری گيت دو حالت (Mode) اجرا دارد: حالت پراکسی و حالت کلاسيک. در حالت پراکسی، نرم افزار بطور خودکار قسمت پراکسی در مرورگر اکسپلورر را تنظيم می کند.

در چنين حالتی، شما مستقيمأ هر آدرس اينترنتی URL را که بخواهيد در قسمت آدرس مرورگر اينترنت وارد می کنيد و مرورگر شما بطور خودکار و امن آن وبسايت را برايتان باز می کند. 

استفاده کنندگان مرورگرهای غير از اکسپلورر، مانند فايرفاکس، بايد خودشان پراکسی مرورگرشان را به يکی از تونل هايی که به آن اشاره خواهيم کرد تنظيم کنند.





پراکسی

در حالت کلاسيک، احتياجی نيست که قسمت پراکسی مرورگر را تنظيم کنيد و می توانيد مستقيما به وبسايت ديناوب برويد. سپس، می توانيد از داخل وبسايت ديناوب بطور امن به هر وب سايت برون مرزی دسترسی يابيد. تنها اشکال اين راه آن است که در حالت  کلاسيک، ممکن است طرح بندی و شکل بعضی از وبسايت ها بطور صحيح نمايان نشود.

اگر حالت خاصی را مشخص نکنيد، برنامه فری گيت به طور اتوماتيک در حالت پراکسی اجرا خواهد شد. همانطور که در بند اول آمد، اين حالت بطور خودکار مرورگر اينترنت اکسپلورر را راه می اندازد، پراکسی اکسپلورر را تنظيم می کند، و وبسايت ديناوب را باز می کند.

تونل نام مستعار تکنولوژی ایست که شما را قادر می سازد از فيلترينگ وزارت مخابرات بگذريد. برنامه فری گيت دو تونل امن دارد به نام های F2 و F3. چنانچه از تونل F3 استفاده شود، قسمت پراکسی مرورگر اکسپلورر با مشخصات 127.0.0.1:8580 تنظيم می شود. اگر از تونل F2 استفاده شود، قسمت پراکسی مرورگر اکسپلورر با مشخصات 127.0.0.1:8567 تنظيم می شود. برنامه فری گيت به طور خودکار تونل F3 را انتخاب می کند. يک مزيت تونل F3 آن است که اجازه استفاده از پيامک (  (IMو کليپ های صوتی و تصويری بصورت زنده را می دهد.





پراکسی


اگر بلوک اينترنت به قدری شديد شود که هيچ سرور ديناوبی در دو تونل مودهای ذکر شده يافت نشود، لطفأ  «نسخه اضطراری» را در قسمت «تونل» بررسی کنيد، سپس فری گيت را دوباره آغاز کنيد.


از آنجا که نرم افزار فری گيت قادر است از بلوک اينترنت ايران در حاليکه هويت استفاده کننده را پنهان می کند بگذرد، ممکن است بعضی نرم افزارهای ضد ويروس و يا فاير وال ها آنرا ويروس يا تروژن تلقی کنند. لطفأ اطمينان داشته باشيد که فری گيت کاملأ امن است، همينطور هر اطلاعاتی که از ديناوب بگذرد.

در مواردی نادر، ممکن است فری گيت هنگام خروج در مود پراکسی دچار مشکل شود. اگر اينطور شود، تنظيم پراکسی اکسپلورر به 127.0.0.1:8580 باقی ميماند، حتی بعد از بسته شدن فری گيت، شما قادر نخواهيد بود که به اينترنت دسترسی پيدا کنيد. برای رفع اين مشکل، فری گيت را دوباره باز کنيد و بطور معمول ببنديد. همچنين، می توانيد تنظيم پراکسی اکسپلورر را از اثر بياندازيد.


|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

 

با من اكنون چه نشستن‌ها، خاموشي‌ها
با تو اكنون چه فراموشي‌هاست
چه كسي مي‌خواهد
من و تو ما نشويم
خانه‌اش ويران باد
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وانكنيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي‌خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد؟
چه كسي با دشمن بستيزد؟
چه كسي
پنجه در پنجه‌ي هر دشمن دون
آويزد

زنده یاد حمید مصدق


|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

وطن
وطن  پرندهء پر  در  خون        وطن شکفته گل در خون

وطن فلات شهید و شرم           وطن  پا  تا  به سر خون

 وطن   ترانهء   زندانی            وطن   قصیدهء  ویرانی

بخوان که دوباره بخواند این عشیره زندانی گل سرود شکستن را

بگو  که  به خون  بسراید  این قبیلهء قربانی حرف آخر  رفتن را

به نام آهن و گندم      اینک ترانه آزادی       اینک سرودن مردم

امروز ما امروز فریاد           فردای ما روز بزرگ میعاد

بگو  که  دوباره  میخوانم  با  تمامی   یارانم  گل سرود  شکستن را

بگو  بگو که به خون میسرایم دوباره با دل و جانم حرف آخر رفتن را

بگو     به   ایران          بگو     به   ایران

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

بی پاسخ
 

 درتاریکی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید
خودم رادر پس در تنها نهادم
و به درون نهادم
 اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
 سایه ای در من فرود آمد
 و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد
پس من کجا بودم ؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسانداشت
 و من انعکاسی بودم
 که بی خودانه همه خلوت ها را به هم می زد
 و در پایان همه رویاها درسایه بهتی فرو می رفت
من در پس در تنها مانده بودم
 همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام
 گویی وجودم در پای این در جا مانده بود
در گنگی آن ریشه داشت
ایا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود ؟
 در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من درتاریکی خوابم برده بود
 در ته خوابم خودم را پیدا کردم
 و این هوشیاری خلوت خوابم را آلود
ایا این هوشیاری خطای تازه من بود ؟
در تاریکی بی آغاز و پایان
 فکری در پس در تنها مانده بود
پس من کجا بودم ؟
 حس کردم جایی به بیداری می رسم
همه وجودم رادر روشنی این بیداری تماشا کردم
 ایامن سایهگمشده خطایی نبودم ؟
دراتاق بی روزن
 انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم ؟
 درتاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بود

"سهراب سپهری" 

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

آنارشیسم
 
 
آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعه «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجبار ِ یک قدرت سازمان‌یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست‌ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است)  آنارشیسم خود زیرنحله‌های پرشماری می‌دارد که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم نمی‌دارند. این خود تا حدی خاسته از ماهیت آنارشیسم است که وجود خویشتن را در نفی و مخالفت می‌جوید. ماهیت آزاد و غیرمتمرکز آنارشیست‌ها در سازمان‌نیافتگی نسبی تشکیلات ایشان پیداست. ایشان ضمن التزام به اصول بنیادین آنارشیسم در تفسیر این اصول و به فعلیت درآوردن آنها اختلاف‌های اساسی توانند داشت. مهم‌ترین این اصل‌های بنیادین چنان که پیشتر گفته آمد نفی حکومت است. چون در نگریسته شود عصارهٔ تفکر آنارشیستی تأکید بر آزادی فرد است. این تأکید منجر به تقبیح و مخالفت با هر گونه اقتدار بیرونی (خاصه حکومت) که مانعی در رشد و تعالی آزاد فرد تلقی می‌شود، می‌گردد.
 
تفکرات

آنارشی مشتق از واژهٔ یونانی anarkos به معنای «بدون رئیس» و Anarchia به معنای «عدم حکومت» است.

از اندیشمندان برجستهٔ آنارشیست می‌توان از ویلیام گادوین، ماکس اشتیرنر، لئو تولستوی، پیر ژوزف پرودون، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، الیزه رکلوز ، ماری بوخین ، اما گلدمن ، نوام چامسکی ، و اخیراً متفکران آزادی‌طلب و محافظه‌کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد.

آنارشیست‌ها در فلسفه «بگذار انجام دهند» (Laissez faire) با هم اشتراک نظر دارند اما در تئوری به دسته‌های آنارشیسم تحول‌خواه، آنارشیسم کمونیست، و آنارشیسم اندیویدوالیست تقسیم می‌شوند.

برای مثال پرودون یک آنارشیست اندیویدوالیست بود و آنارشیسم به شکل یک جنبش اجتماعی با کتاب «مالکیت چیست» او آغاز شد. پرودون با مالکیت مخالف نیست بلکه نحوه اکتساب و بهره‌برداری از آن را نیازمند اصلاح می‌داند.

آنارشیسم از نظر روش‌های اجرایی به دو دسته آنارشیسم انقلابی و آنارشیسم مسالمت‌جو تقسیم می‌شود. آنارشیست‌های رادیکال (انقلابی) طرفدار ترور، اعتصاب و برانداختن ناگهانی تشکیلات دولت هستند. در سده ۱۹ آنها سیاست‌مدارن و پادشاهان بسیاری را ترور کردند. آنارشیست‌های مسالمتجو مانند لئو تولستوی، طرفدار عدم خشونت هستند.

 آنارشیسم نوین

صورت‌بندی مدرن نظریهٔ آنارشیسم با اثر ویلیام گادوین در سال ۱۷۹۳با نام تفحصی پیرامون عدالت سیاسی و تأثیرش بر شادمانی و فضیلت عام آغاز شد. بسیاری چون پرودون باکونین، اشتیرنر، تاکر، تولستوی و کروپوتکین دنبالهٔ کار وی را گرفتند. نظریه‌پردازان آنارشیسم معمولاً پیرو یکی از چهار شاخهٔ زیرند:

  • آنارشیسم کمونیست
  • آنارشیسم سندیکالیست (سندیکاگرا)
  • آنارشیسم اندیویدوالیست (فردگرا)
  • آنارشیسم دینی


آنارشیسم کمونیست

پطر کروپوتکین از شخصیت‌های محوری این نحله و واضع اصطلاح «کمونیسم آنارشیست» است. از نظر پیروان این نحله انسان موجودی به‌ذات اجتماعی‌است و سود اجتماع در ذات خود در تقابل با سود فرد نیست بل مکمل آن است. همنوایی میان انسان و اجتماع در سایهٔ نفی نهادهای اجتماعی اقتدارگر خاصّه دولت ممکن است.

 

 آنارشیسم سندیکاگرا

آنارشیسم سندیکاگرا رستگاری را در نزاع اقتصادی و نه نزاع سیاسی طبقهٔ کارگر می‌جوید. پیروان آن با تشکیل اتحادیهٔ کارگری و سندیکاها قصد نزاع با ساختار قدرت می‌دارند. از نظر ایشان سرانجام با یکی انقلاب بنیادهای حکومت فعلی فرو می‌ریزد و نظم اقتصادی نوِ اجتماع بر پایهٔ سندیکاها شکل می‌گیرد.  اکنون در برخی از کشورهای اروپایی و امریکای جنوبی به شکل جنبش وسیع توده‌ای درآمده است.

 

آنارشیسم فردگرا

بنیاد نظری آنارشیسم فردگرا را در آثار ماکس اشتیرنر آلمانی و بنجامین تاکر آمریکایی پیدا توان کرد. اشتیرنر در کتاب شخص و دارایی‌اش  (چاپ نخست ۱۸۴۴) عقایدش را تشریح کرده‌است. به اعتقاد وی انسان حق دارد هر آنچه می‌خواهد انجام دهد. و هر چه آزادی وی را سلب کند نابود باید گردد. اشتیرنر نه تنها با قانون و مالکیت خصوصی سر مخالفت می‌دارد بلکه با مفاهیم خدا و کشور و خانواده و عشق هم بنای ناسازگاری می‌گذارد. منتها مخالفت وی با این مفاهیم به معنی فتوا به نابودی آنها نیست. بلکه از نظر وی انسان هر گاه بخواهد به این مفاهیم تن تواند دادن اگر باعث شادمانی‌اش شود ولی سرسپردگی به این مفاهیم وظیفهٔ شخص نیست. نظریات تاکر را با نام آنارشیسم فلسفی نیز می‌شناسند و آن را سهم آمریکاییان در تاریخ نظریهٔ آنارشیسم قلمداد می‌کنند. معمولاً میان آنارشیسم فلسفی یا آنارشیسم فردگرا و آنارشیسم کمونیست یا توده‌گرایی تقابل می‌افکنند. از جمله تفاوت‌هایی که بیان می‌دارند تشویق به خشونت در دومی بر خلاف اولی‌است. این تقابل‌افکنی مخالفانی هم می‌دارد.  تاکر در نظریه‌پردازی‌های خویش از دارایی چیست؟ پرودون اثر پذیرفت. او با هرگونه اعمال قدرت از سوی دولت مخالف بود و آن را غیراخلاقی می‌دانست. تاکر و پیروانش با چهار انحصار اصلی‌ای که آبشخورشان وجود دولت می‌بود به مخالفت پرداختند: زمین، پول، دادوستد و حقوق پدیدآورندگان. نابودی این انحصارات را مایهٔ از میان رفتن فقر می‌دانستند. با قدرت‌گرفتن سندیکاها و سایر پیکره‌های اجتماعی در ایالات متحده آنارشیسم فردگرا افول کرد.

آنارشیسم دینی

تولستوی نظریه پرداز آنارشیسم دینی شناخته می‌شود گاه حساب آنارشیسم دینی را از دیگر زیرنحله‌های آنارشیسم جدا می‌کنند.

 

 آنارشیسم در قیاس با دیگر نحله‌های سیاسی

آنارشیسم در اصول و یا نسخه‌پیچی‌ها با دیگر نحله‌های سیاسی نظیر لیبرالیسم و سوسیالیسم شباهت‌هایی می‌دارد.

 آنارشیسم و لیبرالیسم

در آنارشیسم همچو لیبرالیسم بر آزادی (فردی و سیاسی)، شادمانی و کامیابی فرد تأکید می‌رود. در لیبرالیسم کلید نیل به مقصود دخالت حداقلی دولت در امور مردمان است. این دخالت تنها از روی ضرورت باید بودن و غرض از آن جلوگیری از اخلال در سیر طبیعی و رفتار «دست نامرئی»‌است. اما در آنارشیسم حکومت به‌یک‌بارگی نفی می‌شود و همین دخالت کمینه هم بر تافته نمی‌شود.

 آنارشیسم و سوسیالیسم

رابطهٔ آنارشیسم و سوسیالیسم غامض‌تر از آنِ آنارشیسم و لیبرالیسم است تا آنجا که برخی نویسندگان منکر خویشاوندی میان این دو نحله شده‌اند. این امر برخاسته از آن است که در نگاه نخست در سوسیالیسم تکیه بر حقوق اجتماع در مقابل فرد است در حالی که در آنارشیسم سخن از حقوق فرد در مقابل اجتماع است. با این حال در نهایت به نظر می‌آید که نسخه‌پیچی‌های آنارشیست‌ها (خصوصاً نوع کمونیست) کم شباهت با نسخه‌پیچی‌های سوسیالیست‌ها نیست. آنارشیست‌ها چون سوسیالیست‌ها با مالکیت شخصی مخالف‌اند. هر دو برای ساختن جامعه‌ای می‌کوشند که در آن هر کس در حد توانایی‌های خویش در خوشبختی اجتماع بکوشد و تا آنجا که نیاز می‌دارد از خدمات اجتماع بهره‌مند شود.

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

افسانه تلخ
نه امیدی که بر آن خوش کنم دل
نه پیغامی نه پیک آشنایی
نه در چشمی نگاه فتنه سازی
نه آهنگ پر از موج صدایی
ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت
سحر گاهی زنی دامن کشان رفت
پریشان مرغ ره گم کرده ای بود
که زار و خسته سوی آشیان رفت
 کجا کس در قفایش اشک غم ریخت
کجا کس با زبانش آشنا بود
ندانستند این بیگانه مردم
که بانگ او طنین ناله ها بود
به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را
به او جز از هوس چیزی نگفتند
در او جز جلوه ظاهر ندیدند
به هرجا رفت در گوشش سرودند
که زن را بهر عشرت آفریدند
شبی در دامنی افتاد و نالید
مرو ! بگذار در این واپسین دم
ز دیدارت دلم سیراب گردد
شبح پنهان شد و در خورد بر هم
چرا امید بر عشقی عبث بست ؟
چرا در بستر آغوش او خفت ؟
چرا راز دل دیوانه اش را
به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟
چرا؟...او شبنم پاکیزه ای بود
که در دام گل خورشید افتاد
سحرگاهی چو خورشیدش بر آمد
به کام تشنه اش لغزید و جان داد
به جامی باده شور افکنی بود
که در عشق لبانی تشنه می سوخت
چو می آمد ز ره پیمانه نوشی
به قلب جام از شادی می افروخت
شبی نا گه سر آمد انتظارش
لبش در کام سوزانی هوس ریخت
چرا آن مرد بر جانش غضب کرد ؟
چرا بر ذره های جامش آویخت ؟
کنون این او و این خاموشی سرد
نه پیغامی نه پیک آشنایی
نه در چشمی نگاه فتنه سازی
نه آهنگ پر از موج صدایی

"فروغ فرخزاد"

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

دوباره .........
 

 

دوباره میسازمت وطن             اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم           اگرچه با استخوان خویش

دوباره می گویم از تو گل               به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون           به سیل اشک روان خویش

اگرچه صد ساله مرده ام                 به گور خود خواهم ایستاد

که بر درم قلب اهرمن                    ز نعره آنچنان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز                       مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم                            کنار نوباوگان خویش

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

سخنان مشاهیر

 
 

اولین شرط توفیق شهامت است و بی باکی
ناپلئون
                                                         
  ***
تمسخر سلاح ضعیفان است
لاول
                                                         
  ***
دلیری و شجاعت را بدوروغ نمیتوان بر خود بست,دلیری صفتی است که مکر و فریب نمی پذیرد
ناپلئون
                                                          
   ***
شجاعت پس از احتیاط یکی از شرایط مهم سعادت است
شوپنهاور
                                                              ***
شجاع بی مهارت و تدبیر زود فریب میخورد
فردریک کبیر
                                                           
    ***
شهامت بزرگترین صفت است زیرا صفات دیگر در سایهء آن پا برجا میماند
چرچیل
                                                               
***
کسیکه شجاعت ندارد در او حقیقت موجود نیست
والتر اسکات
                                                         
       ***
مرد بی شهامت کسی است که در جائیکه باید اعتراض کند خاموش بنشیند
آبراهام لینکلن
                                                              
   ***
نامداران جهان دلیرترین افرادند
سترن
                                                               
   ***

امتحان کنید مرد را به فعل او نه بقول او
افلاطون
                                                                 
***
مرد عالم کسی است که همیشه درصدد فرا گرفتن چیزی باشد
روسو

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  | 

وهم

 

جهان آلوده ی خواب است
فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش ‚ هر بانگ
چنان که من به روی خویش
 در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست
 و دیوارش فرو میخواندم در گوش
میان این همه انگار
چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست
شب از وحشت گرانبار است
 جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار
 چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست
 در این خلوت که حیرت نقش دیوار است ؟

"سهراب سپهری"  

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط رامین آزاد  |